آویزون

نخ همه ی ما دست خداست. لحظه ای رها کند نقش زمینیم.

آویزون

نخ همه ی ما دست خداست. لحظه ای رها کند نقش زمینیم.

آویزون

خدایا چنان کن سرانجام کار

حسینی بمانیم و حسینی شهید شویم

==================

خدای را که چو یاران نیمه راه مرو

تو نور دیده ی مایی به هر نگاه مرو

***

مباد کز در میخانه روی برتابی

تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو

مهربونی های بچگانه

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۷ ب.ظ
یا رازق طفل الصغیر

نشسته وسط حیاط جارو به دست. میرم تو حیاط. تو پله های هال میشینم. سرشو بالا میکنه.

-عمه، بیا، بیسین

-عمه اونجا که جای نشستن نیس. همینجا نشستم

یه نگایی میکنه. بلند میشه بدو میره تو اتاق. قالیچه پشت دری بغل میاد بیرون. بلندتر از خودشه. نزدیکه تو پله بخوره زمین دستشو میگیرم. میخوام قالیچه رو بگیرم میگه با تحکم مردونه میگه نههه. میبره میندازه وسط حیاط. تمام لبه هاش رو صاف میکنه:

عمه بیا بیسین...


                           ماشاءالله. لا حول و لا قوه الا بالله


  • ۹۴/۰۶/۲۴
  • آویزون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی