آویزون

نخ همه ی ما دست خداست. لحظه ای رها کند نقش زمینیم.

آویزون

نخ همه ی ما دست خداست. لحظه ای رها کند نقش زمینیم.

آویزون

خدایا چنان کن سرانجام کار

حسینی بمانیم و حسینی شهید شویم

==================

خدای را که چو یاران نیمه راه مرو

تو نور دیده ی مایی به هر نگاه مرو

***

مباد کز در میخانه روی برتابی

تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

به توکل نام اعظمت...

بسم الله الرحمن الرحیم


اگه امشبم پرونده ت پاک نشه تقصیر خودته. بی لیاقتی از خودته.

خداوندا به حق هشت و چهارت         ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی


جوان و حضرت زهرا.سلام الله علیها.


میثم مطیعی

  • آویزون

به توکل نام اعظمت...

بسم الله الرحمن الرحیم




ای مسجد کوفه... سحر فردا دیگر منتظر مناجات های علی نباش... محل آخرین نجوای علی بستر است... همان که آخرین نجوای زهرایش هم در آن بود... فرقشان این است که او پهلو شکسته بود و امشب علی فرق شکسته... علی! همان قرآن ناطق...
قرآن روزی بر سینه ی پیامبر نازل شد و فردا از فرق علی صاعد میشود... انا لله و انا الیه راجعون میشود...
(+)

1:11صبح20رمضان
* حاج میثم کجایی که از شعبان گذشته، رمضان هم نیمه را رد کرد...(+)
* یا علی...میشه دقیقا روشنم کنی قضیه چیه که از قبل از رمضان شروع کرده ای گاه و بی گاه به هر طریقی خودت و نجفت را به رخم میکشی؟
* پیوندهای روزانه جدید شذ.


شنیده ام اولیای خدا هر سال کربلا را میبینند. هرسال کربلا اتفاق میافتد. اگر چنین است فرداشب دوباره یتیم میشوم...


  • آویزون

بسمک/


معنای سفیدی و نازکی گردن 6 ماهه را محرم 92 فهمیدم یعنی چه...


ما شاء الله... لا حول و لا قوه الا بالله...

  • آویزون

بسمک/


هر وقت لیوان آب یا خوردنی را نزدیک دهانش میبرند:

بابا، گفتی بسم الله الرحمن الرحیم؟!


ما شاء الله... لا حول و لا قوه الا بالله...

  • آویزون

بسمک/


بچه های امروز را نگاه کنی نی نای نای را همه به خوبی میشناسند. در جمع که قرار میگیرند بزرگترها میگویند: مامان جان، یه کم برامون برقص! و همه با هم شروع میکنند به دست زدن و نی نای نای خواندن!


علی رضا، بابا، صلوات بفرس. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

و شروع میکند به مد مد مد گفتن!(محمد به زبان کودکانه ی خودش)

مادربزرگش دیشب تعریف میکرد: حواسم پی کارهای خودم بود. علی رضا هم دور بازی بود. با صلوات اول اذان که از مسجد شنید، شروع کرد به مد مد مد! به من هم یادآوری کرد صلوات بفرستم.


ما شاء الله. لاحول ولا قوه الا بالله...

  • آویزون